۱۳۹۲ اردیبهشت ۶, جمعه

جالب است. ادم ها سریع در صدد جبران بر می آیند. اینکه تکرار کنند. اشتباه نشه. این، در مورد کارهای خوبی که میکنی نیست. در مورد حس خوبی که به آنها میدهی درست نیست . همه این جبرانها به اشتباهاتی که در حقشان داشتی هرچند کوچک برمیگردد. 
جواب دادن خوبی به هروقت فرصت شد برمیگردد. اما جواب دادن بدی منجر به ایجاد فرصت میشود. 
حس واقعی، دوست داشتن واقعی آدم ها رو میشه با این قضیه فهمید.

۱۳۹۲ اردیبهشت ۵, پنجشنبه

همینکه بدانی داری زمان را میگذرانی اما نه بد. اینکه هوا خوب است. باد خوبی هم از درز پنجره می آید. شبها با امید میخوابی هرچند دلتنگ. صبحها زیر پتو خودت را جمع میکنی و با خودت بلند شو بلند شو زمزمه میکنی چون میدانی میخواهی بگذرانی هر چه سریعتر این روزها را . که نمیخواهی خودت را در غمهایت غرق کنی. همینکه میدانی چیزها سرجایشان نیستند اما تو با هزار امید و زور آنها را سرجایشان میچپانی و وقتت را میگذرانی. نقشه های خاله بازی میچینی . همینکه با خودت قرار میذاری هرشب چای سبز بخوری و شده 1 صفحه کتاب ورق بزنی .ساده ترین چیزها را برای خودت رویا میکنی تا رسیدن به آنها ذوق زده ات کنند. همه اینها خوب است. عجیب اردیبهشت خوبی ست.
دلتنگ ، تنها و امیدوار. 

۱۳۹۲ فروردین ۲۱, چهارشنبه

"When I first met you, I felt a kind of contradiction in you. You’re seeking something, but at the same time, you are running away for all you’re worth."

-- Haruki Murakami, Kafka on the Shore

۱۳۹۲ فروردین ۱۶, جمعه

به دنیا آمده ام ، تا دوستم داشته باشی ، برایم عاشقی کنی ، نقشه ها برایمان بکشی ... به دنیا آمده ام تا در خانه ای جنگلی ، صبح با بوسه ای از خواب بیدارم کنی و با هم در ایوان پر از مه صبحانه بخوریم و برایم چای دارچین بریزی ...
دلتنگم ، خیلی ...

۱۳۹۲ فروردین ۱۲, دوشنبه

بیا تا مه توی چشام بمیره
بیا تا قصمون پایان نگیره
بذار یادم بیاد خورشید
منو کم کن از این تردید
تو باشی شب نیست
تو باشی آزادم


+به دنبال توام ... اما تو بیا...