۱۳۹۱ شهریور ۱, چهارشنبه

چیزی دارد تمام میشود
چیزی دارد آغاز میشود
ترک عادتهای کهنه
و خو گرفتن به عادتهای نو
این عادت چنان آشناست که گویی هزاران بار زندگیش کرده ام
میدانم و نمیدانم .                                                                       حسین پناهی


+فردا برمیگردم تهران .

۱۳۹۱ مرداد ۳۱, سه‌شنبه

با دو صد فکر نیاید به زبانم یک حرف
بس که در کنج خموشی سخن از یادم رفت

سرم دارد میترکد. حس میکنم ظرفیت شنیدن این حجم ناراحتی تلنبار شده را نداشته ام. اما  نوشتن در مورد همه آن را میگذارم برای روز دیگری. شاید هم "هیچوقت" زمان بهتری باشد. در این لحظه فقط میخواهم آناتما گوش کنم و چشمام رو روی همه چیز ببندم و به این فکر نکنم که با گوشهای خودم شنیدم که گفتی از همه آرزوهایت دست کشیدی و به چیزهایی که دوست داشتی نرسیدی بخاطر آن چیز دیگری که ارزش واقعی نداشت و دیر رسیدن ، دیر فهمیدن بدترین چیز است. دوست دارم دنیایت را زیباتر کنم، پر از همه چیزهایی که دوس داری ، آنها که واقعا لایقشان هستی ، لذت زیر پوستت بدود . آخ که چقدر دستم تنگ است برای آن .

1 شهریور 90

۱۳۹۱ مرداد ۲۳, دوشنبه

"ای آماده کننده­ی من در وقت تنگیم، ای امید من وقت مصیبت زندگیم، ای انیس من در وقت ترسم، ای یار من وقت تنهاییم، ای صاحبم وقت نعمتم، ای فریاد رسم وقت گرفتاریم ، ای راهنمایم وقت سرگردانیم، ای ثروت دهم وقت بی­چیزیم، ای یاری دهم وقت هراسم ..."*

صدایت می­زنم .

"ای آمرزنده جرمها، ای دفع کننده بلاها، ای نهایت امیدها، ای رساننده­ی عطاها، ای دهنده هدایا، ای روزی­رسان مردم، ای برآورده کننده آرزوها، ای شنونده شکایتها، ای زنده کننده­ی خلق، ای رهاننده­ی اسیران ..."**

صدایت می­زنم از اعماق وجودم .


*آیه 11 جوشن کبیر
** آیه7 جوشن کبیر

22 مرداد 91