۱۳۹۲ خرداد ۶, دوشنبه

تو نگران جامعه ات هستی 
من نگران تو 
تو نگران آینده کشورت هستی
من نگران آینده ما
تو بین صفحه های وب بدنبال اخبار روز 
من بدنبال یک شعر عاشقانه 
تو عکس پروفایلت را سبز میکنی
من عکس پروفایلم را سیاه سفید
تو نامید و خسته میشوی از تورم هزینه ها
من نامید و خسته میشوم از تورم نداشتنت
اما با همه اینها
دنیای تو کوچک
دنیای من بزرگ


۱۳۹۲ خرداد ۵, یکشنبه

"شانه هایت را برای گریه کردن دوست... " داشتم ...

وقتی اتفافها همیشه برخلاف تصورات تو رخ میدهند کم کم به این نتیجه میرسی که جایی که میلنگد "بر خلاف بودن" این اتفاقها نیست، بلکه تصورات توست . چیزی که باید اصلاح کنی همین تصورات است. باید اصلهای زندگی ات را تغییر بدهی تا احساس بهتری داشته باشی. تا همه چیز جایی باشد که باید.

یکی شان همینکه شانه ای برای گریه نیاز نیست و خودت هم میتوانی تنها در خودت بشکنی، گریه کنی گریه کنی و دوباره از نو سر هم شوی. 

۱۳۹۲ خرداد ۴, شنبه

یکی رو هم میشناسم که سعی میکنه بسیار پایبند به تعهدهای اجتماعیش باشه ،اما در مورد در دسترس بودن گوشیش واسه کسی که مثلا عشق زندگیشِ، تعهدی رو واسه خودش لازم نمیدونه.
چقدر میتونه این قضیه غمگین باشه .
البته یادم رفته بود که این منم که همه قضایا رو غمگین میکنم!!!

۱۳۹۲ اردیبهشت ۳۰, دوشنبه

به قرن سوم و چهارم هجری قمری برگردم
زکریای رازی بشوم تو را کشف کنم
مزه‌مزه‌ات کنم من را بگیری
بعد از سرم بپری
بی‌خیالت شوم
صبح شود به خودم بیایم
تو را مزه‌مزه کنم شهر به شهر بروم برسم به 1492 میلادی
کریستف کلمب بشوم تو را کشف کنم
به کسی نگویم
نشانی‌ات را به کسی ندهم
نقشه‌هایی که کشیدی
که برات کشیدم بسوزانم به باد دهم
کشتی‌ها را در اقیانوس غرق کنم
چپق سرخ‌پوستی بکشیم
آهو شوی تو را به اسم جدیدت صدا کنم بخندی
چپق را چاق کنی
عقاب شوم پر بگیرم
در آغوش تو آشیانه کنم
و دیگر به شهر ری به قرن چهاردهم خورشیدی به ترافیک پارک‌وی برنگردم

پوریا عالمی
"خوشبختی را نمی توان وام گرفت.
خوشبختی را نمی توان برای لحظه ای نیز به عاریت خواست.
خوشبختی را نمی توان دزدید
نمی توان خرید
نمی توان تکدی کرد...
بر سر سفره ی خوشبختی دیگران، همچو یک مهمان ناخوانده، حریصانه و شکم پرورانه نمی توان نشست، و لقمه ای نمی توان برداشت که گلوگیر نباشد و گرسنگی را مضاعف نکند.
پرنده ی سعادت دیگران را نمی توان به دام انداخت، به خانه ی خویش آورد، و در قفسی محبوس کرد - به امید باطلی، به خیال خامی.
خوشبختی ، گمان می کنم، تنها چیزی ست در جهان که فقط با دست های طاهر کسی که به راستی خواهان آن است ساخته می شود، و از پی اندیشیدنی طاهرانه."


نادر ابراهیمی 

میدانی از یکجایی به بعد آدم در مقابل ناراحتی ها ، نداشته ها و داشته ها ، نبودنها و بودنها و غم و غصه هایش لال میشود. بی حرکت میشود. و این بدترین جایش هست که حتی برای خودت هم نتوانی توضیح بدهی. اینکه سرت پر میشود از ندانستنها، نشدنها و سوالهای بی جواب و جوابهای بی سوال ...
اردیبهشت هم رو به اتمام است، پرده رو تا ته میکشم و پنجره رو تا ته باز میکنم . آسمان پر از ابر است و نسیم خوبی هم هست. اما دلی که نمیتونه همه اینها رو تاب بیاره زور میزنه زور میزنه تا پتو بیاد بالا. تا بالای سر ...

ساعت 11:30 شب .

۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۱, شنبه


یک وقتهایی هم هست که میدونی چه کار انجام بدی حالت بهتر میشه اما اون کار رو نمیکنی .
میدونی باید بزنی بیرون یکم باد بزنه به سرت اما میمونی تو خونه. حالا که موندی تو خونه میدونی باید از روی تخت بلند شی یه چای واسه خودت دم کنی و یه آهنگ خوب بزاری، اما میچسبی به تخت. حالا که چسبیدی به تخت میدونی باید نگاهت رو از ترک روی سقف برداری تا کمتر فک کنی ولی حاضر نیستی یه غلت بزنی. حالا که حاضر نیستی غلت بزنی میدونی باید با خودت بلند حرف بزنی نَه توی سرت تا حالت بهتر بشه اما اینکار رو هم نمیکنی...
همه این کارای ساده رو نمیکنی، نه اینکه نخوای ها.
فقط نمیتونی !

۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۸, چهارشنبه

نیاز داری یکی باشه که هزار بار بگی ناراحتم ، هزارو یک بار واست همه چیز رو مرور کنه. حرفای خوب بزنه.  میدونم همچین آدمی وجود نداره. نیست . تموم شدن. دوست واقعی چیزیه که دیگه گیر نمیاد. کسی که بشه باهاش حرف زد، حرف شنید. ناراحتی کرد وغصه خورد. شادی کرد و خندید.
تنهایی ، تنها چیز جاری تو این روزهاست...

۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳, جمعه

به جز اینکه بری زیر پتو و خودت رو جمع کنی و اروم گریه کنی چه کار میتونی بکنی ؟ در مقابل این همه نداشتن. در مقابل اینهمه بی انصافی.
خیلی اروم گریه میکنی تا حسابی تخلیه بشی. میدانی گفتن اینهمه غمِ دل حتی با تو هم ممکن نیست ، عادلانه نیست اصلا. ادامه میدم، فقط ادامه میدم و میدونم از اون دسته روزهایی که بعدا هیچی ازشون یادم نمیاد انگار تو زندگیم اصلا نبودن. این روزا خیلی پوچن مثله منِ پوچ ولی الکی امیدوار.

+خدایا کمکم کن.