روی چمنها دراز میکشم چشام خیر به آسمان ، قسمت لذت بخشش باد و قطره های ابین که به صورتم میخورن و قسمت بدش احساس تلخ بیهودگی من نسبت به زندگی ، کلمات و ادمهاس ..
چقد سخته که نتونم جوری خودمو واست بگم که بفهمیم ، و چقد تو این چند روز نخواستی که منو بفهمی ،
دلم میخواد به همه چیز دهن کجی کنم ، به خودم ، به همه ، به این خنده های مسخره که انقد منو احمق جلو داده !
من ضعیفم قبول ولی اگه این ضعف من باعث بشه تو راجع به خودمون باهام صحبت کنی ، باعث شه حواسم پرت بشه از این خلقیات مالیخولیایی، من دوس دارم این ضعف رو !
+دوستت دارم ، عزیِزِ همیشه و هنوز ...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر