۱۳۸۹ خرداد ۲, یکشنبه

!!!

روی چمنها دراز می‌کشم  چشام خیر به آسمان ، قسمت لذت بخشش باد و‌ قطره های ابین که به صورتم میخورن و قسمت بدش احساس تلخ بیهودگی من نسبت به زندگی‌ ، کلمات و ادمهاس ..
چقد سخته که نتونم جوری خودمو واست بگم که بفهمیم ، و چقد تو این چند روز نخواستی که منو بفهمی ،

دلم می‌خواد به همه چیز دهن کجی کنم ،  به خودم ، به همه ، به این خنده های مسخره که انقد منو احمق جلو داده !

من ضعیفم قبول ولی‌ اگه این ضعف من باعث بشه تو راجع به خودمون باهام صحبت کنی‌ ، باعث شه حواسم پرت بشه از این خلقیات مالیخولیایی، من دوس دارم این ضعف رو !

+دوستت دارم ، عزیِزِ همیشه و هنوز ...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر