۱۳۸۹ خرداد ۱۵, شنبه

من و تو یکی شوریم ، از هر شعله ای برتر ...


"
برمی‌گردی و پشت سرت رو نگاه می‌کنی، هست. داره میاد. عقب‌تره از توه، ولی هست. مهم همینه که هست. مهم همینه که داره میاد. مهم همینه که هر دو، توی یه مسیر دارید میرید. به این رابطه باید مثبت نگاه کرد. بقول آدم حسابی‌ها برآیندش مثبت‌ه، پس میشه بهش امید بست. رابطه‌ای که هر دو نفر، توی یه مسیر و به یه سمت حرکت می‌کنند دیگه نیاز به نذر و نیاز و دخیل بستن نداره. این رابطه خودش رشد می‌کنه و توی دل زمین، جا باز می‌کنه.

 آفت رابطه، موقعی جوونه میزنه و رشد می‌کنه، تویی که جلوتری یهویی بترسی از اینکه چرا اون یکی، بغل دست‌ت نیست، اونجاست که متر ورمی‌داری و فاصله‌ی خودت و طرف مقابل‌ت رو هی اندازه میزنی. همونجایی‌که ترسیدی از جلوتر بودن، همونجایی که متر ورداشتی، همونجایی که خواستی تا طرف مقابل‌ت اونقدر بیاد تا برسه کنار تو، بدون که تیشه برداشتی و داری ریشه‌ی همه‌ی اون حس‌های خوب رو از بیخ و بُن میزنی.

 نباید ترسید از جلوتر بودن و عقب موندن. دوست داشتن بحث کیفی‌یه. کمّی نیست تا متر ورداری و یه سرش رو خودت بگیری و سر دیگه‌اش رو بدی به اون آدم مادر مُرده تا ببینی تو بیشتر دوست‌ش داری یا اون. توی رابطه‌ای اگه جلوتر بودی، این اجازه رو بده تا اونی‌که پشت‌ سرت مونده بهت برسه. نترس از این جلوتر بودن و توقع نداشته باش اونی که داره میاد ولی سَلانه سَلانه، یه شبه برسه به همونجایی که تو هستی. و تویی هم که داری دلیه دلیه می‌کنی، سعی کن شناخت‌ت رو بیشتر کنی. سرعت‌ت رو تندتر کنی. برسی به اونی که جلوتر از توست. 
توی رابطه فاصله‌ها مهم نیست. عقب و جلو بودن مهم نیست ولی وقتی که متر زدی، سانت زدی، اندازه زدی، وزن کردی، از اینجا به بعد نه تنها به ‌هم نزدیک‌ نمی‌شید که دورتر میشید. روز به روز. لحظه به لحظه. دورتر و دورتر و دورتر. اونقدر دور که شاید دیگه هیچ‌وقت نتونید ببینید خودتون و اون حس‌های قشنگ گذشته‌تون رو.

باد موافق برای کشتی بی‌هدف، بی‌معناست پس نترس از اینکه هم‌دوش نیستی. بترس از وقتی که هم‌سو نباشی. 
..."

حالم خیلی‌ بده !!!


درستش کن ، خواهش می‌کنم ازت … اقلا" با همدیگه ..

+ این مطلبو 1 دوست بهم داده  !

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر