"...
دریغا دریغ
هنگامی که به کیمیای عشق
احساس نیاز
می افتد
همه آن دم است .
همه آن دم است .
..."
دستهایت را دوست دارم گرمایشان را ، انگشتهایت را هم ؛ وقتی یکی در میان بین انگشتهایم میزاریشان ، و بعد به دست هامون نگاه میکنی که چه سفت به هم گره خورده اند و لبخند شیرینت رو تحویلم میدی !
+احساس نیاز افتاده انگار ...
ایزابل
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر