من راه خانهام را گم کردهام
اسامي آسان کسانم را
نامم را ، دريا و رنگ روسري ترا ، ريرا
اسامي آسان کسانم را
نامم را ، دريا و رنگ روسري ترا ، ريرا
ديگر چيزي به ذهنم نميرسد
حتي همان چند چراغ دور
که در خواب مسافرانْ مرده بودند
من راه خانهام را گم کردهام آقايان
چرا ميپرسيد از پروانه و خيزران چه خبر
چه ربطي ميان پروانه و خيزران ديدهايد
حتي همان چند چراغ دور
که در خواب مسافرانْ مرده بودند
من راه خانهام را گم کردهام آقايان
چرا ميپرسيد از پروانه و خيزران چه خبر
چه ربطي ميان پروانه و خيزران ديدهايد
شما کيستيد
از کجا آمدهايد
کي از راه رسيدهايد
چرا بيچراغ سخن ميگوئيد
اين همه علامت سوال براي چيست
مگر من آشناي شمايم
که به آن سوي کوچه دعوتم ميکنيد ؟
از کجا آمدهايد
کي از راه رسيدهايد
چرا بيچراغ سخن ميگوئيد
اين همه علامت سوال براي چيست
مگر من آشناي شمايم
که به آن سوي کوچه دعوتم ميکنيد ؟
من که کاري نکردهام،
فقط از ميان تمام نامها
نميدانم از چه " ريرا " را فراموش نکردهام
فقط از ميان تمام نامها
نميدانم از چه " ريرا " را فراموش نکردهام
سید علی صالحی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر