این آدما هستن که یعنی خیلی خیلی ناراحتن. میخوان دنیا هر چه سریعتر تا شماره ی 3 نشد ولی به زودی زود، بترکه، نابود شه و خیالشون راحت شه. یا اینکه خودشون راحت شن سریع . بسکه خسته و بی انگیزه هستند و هر وقت بهشون میرسی از اینکه چقد دلشون میخواد زندگیشون به آخر برسه و راحت شن میگن.
حالا یکی از همین آدما میره یه آزمایش خون میده برای یه چک آپ ساده ، بعد یک مقدار بالا و پایین شدن موارد آزمایش و ممکنه خدایی نکرده سرطانی چیزی باشه ، کلا دیگه کارش میشه گریه و زاری. در اتاق رو میکوبونه. حاضر نیست با کسی 2 کلمه حرف بزنه. یعنی در همین حد ها.
آخه یکی نیست بگه تو که جنبه نداری برای چی از این آرزوها میکنی و تیریپ پوچی و خستگی میای ! البته باز جای شکرش هست که با این نتیجه ژستای قبلیش رو ادامه نداد و تکلیف ما رو سریع مشخص کرد که نگران آرزوهاش باشیم یا نه !
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر