یک وقتهایی هم هست که میدونی چه کار انجام بدی حالت بهتر میشه اما اون کار رو نمیکنی .
میدونی باید بزنی بیرون یکم باد بزنه به سرت اما میمونی تو خونه. حالا که موندی تو خونه میدونی باید از روی تخت بلند شی یه چای واسه خودت دم کنی و یه آهنگ خوب بزاری، اما میچسبی به تخت. حالا که چسبیدی به تخت میدونی باید نگاهت رو از ترک روی سقف برداری تا کمتر فک کنی ولی حاضر نیستی یه غلت بزنی. حالا که حاضر نیستی غلت بزنی میدونی باید با خودت بلند حرف بزنی نَه توی سرت تا حالت بهتر بشه اما اینکار رو هم نمیکنی...
همه این کارای ساده رو نمیکنی، نه اینکه نخوای ها.
فقط نمیتونی !
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر