انقدر تو سرم فکرای جورواجور داره میچرخه که حس میکنم باید با دستام نگهش دارم . راستش به یه دسته ادم دیگه هم در این لحظه حسودی میکنم . اونایی که میتونن ذهنشون رو متمرکز کنن. کاری که من در حد بوق هستم توش. الان یه کار واضحه که باید انجامش بدم و تمومش کنم . اونهم نوشتن این گزارش لعنتی. اما نمیدونم دارم چه غلطی میکنم !
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر