۱۳۸۹ اردیبهشت ۲, پنجشنبه

مرد من


به قول یکی‌ حرفهای ناراحت کنند ۲دسته ن ، دسته اول رو  دل آدم سنگینی‌ می‌کنن ، دستهٔ دوم روی روح. دسته ی اول رو می‌شه استفراغ کرد و از شرشون خالص شد ، ولی‌ دسته ی دوم مثل خوره میفتن به جونت و مثل یه نقطه ی سیاه میشینن تو یه جای نا معلومه وجودت ...
"... بذار فک کنم از اساس نداری ، تا اینکه تظاهر به داشتنش میکنی‌ .."
"... اینکارت واسم ارزشی نداره .. "
"... ارزشی برای این مسیل قائل نیستی‌ انگار .."
و ...
میدونی‌ این جمله بندی های مردانه ات آزارم میده ، این مدل حرف زدنای منطقیت !
یاد دخترو پسری افتادم که عکسشون افتاده بود تو قهوه‌ٔ مونده ته فنجونم ، دست در دست هم ...
بعضی وقتا تا قشنگی‌ بعضی چیزا می‌خواد بشینه تو ذهنت یه چیزی سریع خرابش میکنه. یه کار اشتباه که ازت سر میزنه و لبخند روی لبتو میخشکونه و یه بغض می‌شه تو گلوت ..

+جای خالی‌ خدا کاملا" محسوسه .. تنهام نذار !
+وقتی‌ از مردی ناراحتید فروغ بخونید . 


ایزابل

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر