دیه اش نصف دیه توست
و مجازات زنایش با تو برابر
می تواند تنها یک همسر داشته باشد
و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی
برای ازدواجش – در هر سنی – اجازه ولی لازم است
و تو هر زمان بخواهی
– به لطف قانونگزار - می توانی ازدواج کنی
– به لطف قانونگزار - می توانی ازدواج کنی
در محبسی به نام
بکارت زندانی است و تو ...
او کتک می خورد و تو
محاکمه نمی شوی
محاکمه نمی شوی
او می زاید و تو برای
نوزادش نام انتخاب می کنی
نوزادش نام انتخاب می کنی
او درد می کشد و تو
نگرانی که کودک دختر نباشد
او بی خوابی می کشد و
تو خواب حوریان بهشتی را می بینی
او مادر می شود و همه
جا می پرسند نام پدر ؟
جا می پرسند نام پدر ؟
و هر روز، او متولد
می شود ، عاشق می شود ، مادر می شود ، پیر می شود و بعد می میرد
و قرنهاست که او عشق
می کارد و کینه درو می کند
می کارد و کینه درو می کند
چرا که در چین و
شیارهای صورت مردش
شیارهای صورت مردش
به جای گذشت زمان ،
جوانی برباد رفته اش را می بیند
جوانی برباد رفته اش را می بیند
و در قدمهای لرزان
مردش
مردش
گامهای شتاب زده
جوانی برای رفتن
و دردهای منقطع قلب
مرد
سینه ای را به یاد او
می آورد که تهی از دل بوده
می آورد که تهی از دل بوده
و پیری مرد ، رفتن و
فقط رفتن را در دل او زنده می کند
فقط رفتن را در دل او زنده می کند
و اینها همه کینه است
که کاشته می شود در قلب مالامال از درد او
دکتر علی شریعتی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر