۱۳۸۹ فروردین ۱۳, جمعه

" رنج زن بودن ... "




دیه اش نصف دیه توست
و مجازات زنایش با تو
برابر
می تواند تنها یک
همسر داشته باشد
و تو مختار به داشتن
چهار همسر هستی
برای ازدواجش – در هر
سنی – اجازه ولی لازم است

و تو هر زمان بخواهی
– به لطف قانونگزار -  می توانی ازدواج کنی

در محبسی به نام
بکارت زندانی است و تو ...

او کتک می خورد و تو
محاکمه نمی شوی

او می زاید و تو برای
نوزادش نام انتخاب می کنی

او درد می کشد و تو
نگرانی که کودک دختر نباشد

او بی خوابی می کشد و
تو خواب حوریان بهشتی را می بینی

او مادر می شود و همه
جا می پرسند نام پدر ؟

و هر روز، او متولد
می شود ، عاشق می شود ، مادر می شود ، پیر می شود و بعد می میرد

و قرنهاست که او عشق
می کارد و کینه درو می کند

چرا که در چین و
شیارهای صورت مردش

به جای گذشت زمان ،
جوانی برباد رفته اش را می بیند

و در قدمهای لرزان
مردش

گامهای شتاب زده
جوانی برای رفتن

و دردهای منقطع قلب
مرد

سینه ای را به یاد او
می آورد که تهی از دل بوده

و پیری مرد ، رفتن و
فقط رفتن را در دل او زنده می کند

و اینها همه کینه است
که کاشته می شود در قلب مالامال از درد او


دکتر علی شریعتی





هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر