۱۳۹۲ تیر ۸, شنبه

همینجوری که زیر دوش حمامی همه چیز رو با خودت مرور میکنی، یکی یکی ، سعی میکنی هیچ چیز رو از قلم نندازی و بعد به نتیجه همیشگی میرسی که همه مشکل ها در تنبلی ات در نصفه نیمه بودنت خلاصه میشوند. اما یک چیزی را پیدا کرده ای که همه نصفه نیمه بودن ، این ناتمام بودن و گذاشتن را به آن بچسبانی . و این خیلی بد است چون دست بریدن از دلیلی که کارت را راحت کرده واقعا سخت است ، اما باید با ترسها روبرو شد و من میخوام این کار رو بکنم . 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر