۱۳۹۲ شهریور ۸, جمعه

درد دل پیش که گویم غم دل با که خورم / روم آنجا که مرا محرم اسرار انجاست
نکند میل دل من به تماشای چمن / که تماشای دل آنجاست که دلدار آنجاست 

1هفته گذشت .
 آدم باور نمیکنه زندگی میتونه انقدر خارج از دسترس و کنترلش باشه . نه با مرگ و نه با بیماری لاعلاج، نه با بیپولی و بیجا و مکانی . فقط با نبودن یک نفر که با بودنش میتونست همه چیز رو جور دیگه ای کنه ولی نخواست و به تراژدی علاقه داشت .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر