ناگهان دلت میریزد. وسط راه رفتنهای از اتاق به اشپزخانه . خودت هم نمیدانی که در ضمیر ناخودآگاهت چه اتفاقی افتاد.
چای را میگذاری دم بیاید و میشینی.
همیشه این نشستنها کار را خرابتر میکند. این نشستنهای بعد از ریختن دل.
وقتی دل آدم میریزد باید فقط رفت ، حتی بدون گوش دادن به موسیقی. رفت و به این ریختن توجه نکرد. وقتی نشستی و بدتر از اون وقتی دراز کشیدی ، میشود شروعِ کندن، کوتاه کردن ، بریدن و ...
چای را میگذاری دم بیاید و میشینی.
همیشه این نشستنها کار را خرابتر میکند. این نشستنهای بعد از ریختن دل.
وقتی دل آدم میریزد باید فقط رفت ، حتی بدون گوش دادن به موسیقی. رفت و به این ریختن توجه نکرد. وقتی نشستی و بدتر از اون وقتی دراز کشیدی ، میشود شروعِ کندن، کوتاه کردن ، بریدن و ...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر