این هم جمعه 5 م .
تو نبودی و من همه بار رو تنهای تنها به دوش کشیدم . که من دیگر توان حرف زدنم با تو نیست .
دوستت دارم و این سخت ترین و دردناکترین قسمتش هست .
وقتی حتی صدای ماشینهای نوبنیاد در چهارراه پارک وی زجر آور میشود. وقتی میدان تجریش غم بارترین میدان دنیا میشود و وقتی خیابان ولیعصر را توان قدم زدن نیست. اینکه هر صحنه و هر حرف جلوی چشمهایت می آید و همه اینها در حالیست که انگار به فراموشی دچار شده ای .این تناقض بزرگ ، این فراموشی در کنار همه این صحنه ها زجر آورترین قسمت زندگی میشود.
تو نبودی و من همه بار رو تنهای تنها به دوش کشیدم . که من دیگر توان حرف زدنم با تو نیست .
دوستت دارم و این سخت ترین و دردناکترین قسمتش هست .
وقتی حتی صدای ماشینهای نوبنیاد در چهارراه پارک وی زجر آور میشود. وقتی میدان تجریش غم بارترین میدان دنیا میشود و وقتی خیابان ولیعصر را توان قدم زدن نیست. اینکه هر صحنه و هر حرف جلوی چشمهایت می آید و همه اینها در حالیست که انگار به فراموشی دچار شده ای .این تناقض بزرگ ، این فراموشی در کنار همه این صحنه ها زجر آورترین قسمت زندگی میشود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر